برچسب:
نویسنده: پویا مرادی
برچسب:
نویسنده: پویا مرادی
برچسب:
نویسنده: پویا مرادی
دیشب بسیار بسیار دیر خوابیدم، چهارو نیم شایدم دیرتر، صبح حدود ۹:۴۵ با صدای حرف زدن مامان با تلفن بیدار شدم(نمیدونم که چرا این صدا در نهایتِ ضعیف بودن منو بیدار میکنه همیشه) مامانجون پشت خط بود، متوجه شدم قصد داره منو برای اومدن به مهمونیِ امروز راضی کنه، منم واسه اینکه نگن "چقد میخوابه" گفتم بیدارمو خلاصه گوشی رو مامان آورد، فرمودن بیا، فرمودن اگه نیای نمیگن چرا نیومده خونه مامانجونش؟ گفتم مگه من برای حرف بقیه زندگی میکنم؟ خب بگن، فرمودن بیا چند ساعت تحمل کن، گفتم مجبورم مگه؟ گوشیم چون شارژ نداشت خاموش بود، دو سه ساعت بعد که روشنش کردم اس ام اس خاله رسید که گفته بود خواهش میکنم که بیا، تو میای خونه مامانجونت نه عمه ها و...
میخواستم سرمو بکوبم به دیواااار، اصلا درکی از "خوشم نمیاد" و "معذب بودن" ندارن، آقا، من، از خانواده پدریِ مامان، خوشم، نمیاد، خودشونم از هم خوششون نمیاد ها، ولی انگار مجبورن، مهمونی برگزار میکنن، من که مجبور نیستم. والا
اصن در این مورد به حدی راحت و مطمئنم که تو روشون هم میتونم بگم حسمو
الان هم مامان رفته:) خیلی هم عالی:)
کلا حس خوبی دارم از اینکه خودمو عذاب نمیدم بی دلیل:)
+بگم فردا واسه دندونام کش صورتی بذاره بچگونه س؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
برچسب:
نویسنده: پویا مرادی
اظهار نظر اجتماعی هم زیاد دارم
ولی خب بازم همون که چی؟
اینه که فقط میتونم ثانیه ای بنویسم اونم حرف های اکثرا بی اهمیت
الانم استرس گرفتم از اینکه خوابم نمیبره و چند ساعت دیگه باید بیدار شم
+عرض شود که
گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود
به شدددددددت دلم ازینا که خط بالا گفته میخواد، میفهمی؟ به شدت
ولی همش نمیشود که نمیشود که نمیشود:|
برچسب:
نویسنده: پویا مرادی
برچسب:
نویسنده: پویا مرادی
وسواس چه مدلی؟ این مدلی که هرچی مینویسم با خودم میگم دلم نمیخواد اینا یادم بمونه چرا ثبت کنم؟ بعد بیخیال میشمو از بلاگفا میرم بیرون تا دفعه بعد و دوباره همین حکایت
برچسب:
نویسنده: پویا مرادی
برچسب:
نویسنده: پویا مرادی
اونقدررر که اگر بهم میگفتن اجازه داری گریه کنی در کسری از ثانیه اشکام سرازیر میشد، دوس داشتم بیام خونه و خودمو بابت رفتن کلی سرزنش کردم
اماااا
الان خوبم، آرومم، بهم خوش هم گذشت
فقط یه سردرد بدددد الان اومده، که نمیدونم چیکارش کنم
آره خلاصه، امیدوارم بره این حال بد، تموم شه، پایدار باشه این آروم بودن...
برچسب:
نویسنده: پویا مرادی
+پکر نیستم، ولی یه جوریم، یه بی حس که دلش نمیخواد بی حس باشه؟ یه همچین چیزی
میدونی، نگران خودمم، هه
شبیه درختا شدم، رفتم تو خواب زمستونی
من از این بی حسی بدم میاد، میفهمی؟
برچسب:
نویسنده: پویا مرادی
برچسب:
نویسنده: پویا مرادی
+داشتیم میگفتیم وقتی بهتر از اون چیزی که هستی تصورت میکنن، مثلا خیلی عاقل تصورت میکنن، عذاب وجدان میگیری، دقت کن؟ همینه
+چرا من باید با زووووور و بدبختی به دیگرانی! موج مثبت بدم و به جاش موج منفی دریافت کنم؟ دقیقا توضیح بده که چرا؟
+تنهایی، یه وقتایی، فقططط یه وقتایی، خیلی اذیت میکنه:
برچسب:
نویسنده: پویا مرادی
گوشیم زنگ خورد، شماره بود، صداشو قط کردم گذاشتم کنار، اقای برادر گفت شمارشو بگو، گفتم اصن آشنا نیس، گفت شماره ثابته؟ گفتم آره، گفت ۵۱۴ یا ۵۱۳؟ گفتم ۵۱۴، گفت خب بخووووون شاید بشناسی، گفتم ای باباااا ول کن دیگه، و همزمان تماس قطع شد، گوشیو برداشتم، شماره رو خوندم، دیدم رفیق جان بودن از منزل زنگ زدن، رفتم تو اتاق از تلفن خونه زنگ زدم بهش، و عذرخواهی، سپس بعد از چندیییین سال یک ساعت تلفنی حرف زدم، یادش بخیر هه...
و اما رفیق، گاهی آدما یک جمله میگن و یه دنیااااا انرژی مثبته، دمت گرم که وسط حال داغونت بدون اینکه خودت بفهمی منو شارژ کردی
+اون چهاردهم بود که گفتم؟ یادته؟ همین سه شنبه که بیاد، گفته بودم خیلی فوق العاده س، ولی الان نسبت بهش حسی دارم شبیه به ترس، ترس از یک جور ضدحال، حالا هرجوری، اما ا
برچسب:
نویسنده: پویا مرادی
علما!!! اعتقاد دارن که آدم باید درمورد ازدواج حرف بزنه و فکر کنه تا اتفاق بیفته
به علما!!! میگم خب من که قرار نیس فعلا ازدواج کنم، هروقت خواستم، بهش فکر میکنم و درموردش کلی حرف میزنم
علما!!! میگن فک کردی تا حرف بزنی میشه؟ باید از الان بگی تا بعدا بشه
من:
چقدر این علما!!! علاقه دارن من مزدوج شم، و تا حرفش پیش میاد تا تهِ تهِ تهِِِِ ماجرا رو میرن
+تغییر دکور دادیم، چرا انقدر تغییر ناپذیرن؟ چرا انقدر براشون سخته؟
قطعا چند روز دیگه برمیگردونن به حالت قبل
+یه مقدار، ظاهرا اندک اما حقیقتا زیاااااد، پکرم
+گفته واسه تولد پرهام کیک shaun the sheep درست کنم:|
+اصولا هله هوله خوردن خودش یه نوع تفریحه، که وقتی خودمو ازش منع کنم، زمان سخت میگذره
+مشخصه که دوس دارم درمورد چیزای دیگه ای بنویسم ولی نمیتونم
برچسب:
نویسنده: پویا مرادی
برچسب:
نویسنده: پویا مرادی
برچسب:
نویسنده: پویا مرادی
برچسب:
نویسنده: پویا مرادی
برچسب: حرااااج,
نویسنده: پویا مرادی